أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
123
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
اصلاحات عمر دست به برخى از اصلاحات عمومى زد كه از آن جمله توسعهء مَسعى بود . در اين مسير خانهاى متعلق به آل خطاب بود كه آن را گرفت و منهدم كرد و فضا را براى حجاج باز كرد . ازرقى مىگويد كه بعدها كسانى اين زمين افزوده را گرفته ، نشيمنگاههايى در آن درست كردند و سپس صندوقهايى براى نگهدارى متاع خود در شب در آنجا گذاشتند . اندك اندك در آنجا خيمههايى از شاخهء نخل درست كردند و بعداً در دوران بنىاميه آنها با خشت ناپخته مىساختند و در موسم حج اجاره مىدادند . آلعمر در اين باره به مخاصمه برخاسته آنجا را پس گرفتند . در آن وقت ، پوست فروشان در آنجا بودند . « 1 » در زمان عمر ، سيل امنهشل به مسجد درآمد ؛ آن هم از طرف مدّعى نه از سوى وادى ابراهيم كه معمولًا از آن طريق مىآمد . امنهشل ، نام زنى بود كه در اين سيل آب او را برد و از بين رفت . سيل مسجد را گرفت و مقام ابراهيم را از جاى خود كند كه بعداً آن را در پايين مكه پيدا كردند . زمانى كه عمر از اين ماجرا آگاه شد ، در رمضان سال 17 به مكه آمد « 2 » و پس از تحقيق از محلّ اصلى آن ، مقام را به آنجا برگرداند . سپس در فكر چارهاى براى سيل بر آمده ، دستور داد زمين مدّعى را بالا آوردند تا سيل آنجا را نگيرد . بدين ترتيب سيل در همان مسير وادى ابراهيم حركت كرده در پشت رَدْم بنى جُمح كه با خاك و سنگهاى سخت درست شده بود ، « 3 » مىماند . در اين وقت مردم سواره و پياده در راهى كه به عنوان سد ساخته شده بود حركت مىكردند تا در نهايت به كعبه مىرسيدند . به همين جهت آنجا را مدّعى ناميدند . عمر سپس به فكر اصلاحات ديگر و نيز توسعهء مسجد افتاد . وى خانههايى كه به مسجد چسبيده بود خريد و كسانى كه از دادن خانههايشان امتناع كردند ، آنها را قيمت كرد و پولشان را به عنوان امانت در
--> ( 1 ) . اخبار مكه ازرقى ، ج 2 ، ص 212 . ( 2 ) . اخبار مكه ازرقى ، ج 2 ص 134 . ( 3 ) . همان .